چگونه کسب و کار خود را مدیریت کنیم؟

مدیریت کسب و کار باید به صورت مشارکتی باشد تا ایجاد وفاداری و صمیمیت را در کارکنان ایجاد کند. وقتی که کارکنان این اساس را داشته باشند که نظر آنها در کار مهم است کارایی آنها افزایش می یابد و احساس مفید بودن می کنند.

ارتباط با همه کارکنان انگیزش آنها را افزایش میدهد.اگر می خواهید که کارکنان شما انگیزه و کارایی بالایی داشته باشند. آنها را درباره ی برنامه های شرکت آگاه کنید. مدیرانی موفق هستند که باور دارند مشارکت در کار مهم است. و این احساس را به کارمندان خود منتقل کند; کارکنان نیز در تعیین کارها و معیارها مهم هستند و خود تنها تصمیم گیرنده نیست.

2 عامل مهم در مدیریت کسب و کار

دو مشخصه ی مهمی که مدیران موفق هر کسب و کاری دارند و برای آنها این دو عامل اهمیت زیادی دارند:

انتظارات مثبت

محیط آزاد اندیشانه

اثربخش‌ترین تیم‌های کاری، دموکراتیک هستند، یعنی رئیس و کارمندان در قالب یک تیم با هم کار می‌کنند و همه در مورد کارهایی که باید انجام شود، بحث و تبادل نظر فعالانه دارند.

مدیران هر چه بیشتر با کارکنان خود ملاقات کنند; احساس مشارکت در کارکنان را بیشتر و اعتماد به نفس آنها را بالا می برند; به طور مثال; محیط کاری را درنظر بگیرید که; همه افراد با هم تعامل داشته و و به نظم خاصی کار را جلو می برند. و رییس و کارگری در آن زیاد مهم نباشد و همه اعضا این ذهنیت را داشته باشند که هدف اصلی یکی است و بین مدیر و کارکنان هیچ تفاوتی نیست; و همه با هم مشارکت داشته باشند. و در مقابل تیم کاری را در نظر بگیرید که; هر کس فقط به خود فکر کند و به همکاری در کار اعتقادی نداشته باشند به نظر شما کدام کسب و کار موفق خواهد بود؟

تیم کاری موفق باید دارای چه ویژگی هایی باشند؟

  1. همه کارکنان باید در جلسات و سمینارهایی در شرکت برگزار می شود شرکت کنند ; تا درباره اهداف و برنامه های کاری اطلاعات داشته باشند و نظرات و پیشنهادهایی برای بهتر شدن کار ارائه بدهند. تیمی موفق است که زمان انجام کارها و همه اهداف شرکت بداند و در همه آن مشارکت کند.
  2. یک تیم موفق کاری باید به اشتراک های زیادی دست یابند; یعنی درباره انجام کارها و مسولیت هایشان و همکاری بحث کنند و به یک نتیجه مطلوب برسند.
  3. یک همکاری خوب و داشتن هدف مشترک می تواند افراد را به یک تیم کاری موفق تبدیل نماید.
  4. مدیران کسب وکار ها باید هر مانع و مشکلی را در کار حل کنند و با تفویض اختیار و مسوولیت بتواند هر مهره را در جای خود قرار دهد. مدیریت در کسب وکار یعنی هر فردی در کار بداند که دقیقا چه وظیفه ی را دارد و برای انجام وظیفه ی خود اختیار کافی را داشته باشد.
  5. بررسی و بازخورد منظم; تیم جلسات ملاقات منظمی دارد تا این سؤال پرسیده شود «عملکرد ما چگونه است؟» تعامل مثبت ,بحث  و آزادی بین آن‌ها وجود دارد که; موجب بهبود توان تیم در راستای کسب نتایج بیشتر و بهتر می‌شود.

ویژگی مدیریت کسب و کار

در مدیریت کسب و کار; مدیر نقش رهبر یا شریک کار را بر عهده دارد; وظیفه مدیر این است که  روش کار را به افراد گوشزد کرده; و آن‌ها را هدایت و تشویق کند. کارکنان شما فقط در صورتی با شما مشارکت می کنند; که بتوانند عقاید و نظراتشان را بیان کنند. بهترین مدیران در این هنگام کسانی هستند که با آنها صحبت کنند و این حس همکاری و تعامل را به آنها انتقال دهند.

ویژگی اول : کارکنان خود را در جریان کارها قرار دهید

یکی از مهم ترین عوامل انگیزه دادن به کارکنان همین مطلع بودن آنها از کار است; کارکنان شما شادتر خواهند و احساس بهتری خواهند داشت. و شما برای رسیدن به اهداف تان زودتر نتیجه خواهید گرفت.به کارکنانتان حس مالکیت دهید.

در بهترین سازمان‌ها; افراد در هنگام توصیف شغلشان از ضمایر «من و مال من» و هنگام توصیف کسب‌ وکارشان از ضمایر «ما و مال ما» استفاده می‌کنند; در سازمان‌هایی که اثربخشی کمتری دارند; کارمندان هنگام صحبت از سازمان از واژگان «آن‌ها، آن‌ها را‌ و شرکت» استفاده می‌کنند، گویی سازمان از فرد کارمند جدا است.

ویژگی دوم : مشارکت بیشتری با کارکنان خود داشته باشید

با این حال; هر چه مشارکت بیشتری با کارمندان داشته باشید; یعنی درباره کاری که باید انجام شود و بهترین روش انجامش با آن‌ها صحبت کنید; کارمندان حس مالکیت بیشتری نسبت به کار داشته و به تدریج آن را متعلق به خود می‌دانند; وقتی این «انتقال مالکیت» روی می‌دهد; کارمندان باانگیزه‌تر شده و برای انجام درست و به موقع کار مصمم‌تر می‌شوند; ‌زیرا کار اکنون مایملک طبیعی آن‌ها است و به آن‌ها تعلق دارد.; کار دارایی‌شان است و در صورت انجام درست کار; بازتابی از قابلیت‌های شخصی آن‌ها است.

پیشنهاد حامد نجفی  6 افزونه کاربردی برای افزایش بازدیدکنندگان در وردپرس

وقتی کارمندان کاری که متعلق به خودشان است را انجام می‌دهند; رضایت بیشتری به دست می‌آورند. آن‌ها احساس برنده‌‌ها را دارند. عزت نفسشان افزایش می‌یابد و برای انجام وظایف و مسئولیت‌های جانبی که همان احساس مثبت را به آن‌‌ها می‌دهد; مشتاق‌تر می‌شوند. وجود این احساس مالکیت در همه افرادی که به شما گزارش می‌دهد; برای ایجاد محیطی با عملکرد عالی حیاتی است.

ویژگی سوم: تفویض اختیار و مسوولیت در کارها

مدیریت کسب وکار زمانی مورد استفاده قرار می‌گیرد. وظیفه هر فرد به صورت واضح مشخص شده باشد. شما و شخص مقابل درباره کاری که باید انجام شود; روش ارزیابی و مهلت سررسید آن صحبت کرده و به توافق می‌رسید. در صورت لزوم; برنامه مشخصی را برای بررسی فرایند در بازه‌های از پیش‌ تعیین‌شده ترتیب می‌دهید; سپس فرد را برای انجام کار تنها می‌گذارید; به جز وقتی که انحرافی از معیارهای مورد توافق صورت گیرد یا مشکلی غیرمنتظره پیش آید.

با مدیریت کسب وکار می‌توانید روند پیشرفت کار را گهگاه کنترل کنید; اما در مدیریت هدف محور باید در مقابل وسوسه دخالت به هر شکلی مقاومت کنید; هرچه آزادی و مسئولیت‌ بیشتری به کارمندان بدهید تا کار را به روش خودشان انجام دهند; مثبت‌تر و باانگیزه‌تر خواهند شد.

مدیریت کسب وکار نیز مانند مدیریت براساس هدف موجب صرفه‌جویی قابل توجهی در وقت می‌شود. وقتی خود را از نظارت و کنترل دائم بر پیشرفت کارها مطابق برنامه خلاص کنید; زمان بیشتری برای انجام وظایف دیگر دارید و وقتی کارمند کارش را به انجام می‌رساند; چنان غرور و رضایتی در خود احساس می‌کند که می‌تواند بگوید «من کار را انجام دادم».

مدیران عالی مدام شرایطی ایجاد می‌کنند که کارمندان احساس کنند; کار را شخصا و با حداقل دستورالعمل; هدایت یا نظارت انجام داده‌اند. در نتیجه احساس برنده بودن خواهند داشت. آن‌ها احساسی مثبت و شاد و حتی انگیزه و اشتیاق انجام کارهای بیشتر و به انجام رساندن وظایف بیشتر را خواهند داشت.

به عقیده کنفوسیوس نشانه مدیریت کسب و کار موفق این است که وقتی کار تمام شد; افرادش بگویند «ما انجامش دادیم». مدیریت کسب و کار ابزاری است که; می‌توانید برای دستیابی به همه این اهداف مدیریتی به طور منظم از آن استفاده کنید; همچنین مدیریت کسب و کار در مورد افرادی که شایستگی‌شان ثابت‌شده بهتر جواب می‌دهد; فقط زمانی از این تکنیک استفاده ‌کنید که افراد توانایی‌ انجام درست و مداوم کار را نشان داده‌اند.

 ویژگی چهارم : نیاز اساسی کارمندان خود را تامین کنید

افراد برای داشتن بهترین عملکرد در دنیای کار دو نیاز اساسی دارند; اولین مورد «نیاز استقلال» است که نیاز به دیده شدن و مورد احترام واقع ‌شدن به‌ عنوان فرد و برجسته شدن برای عملکرد فردی است. افراد نیاز دارند به خاطر موفقیت فردی مورد توجه قرار گیرند و احساس کنند «من خاص هستم».

دومین نیاز هر شخص در محیط کار «نیاز وابستگی» است; افراد دوست دارند بدانند که بخشی از چیزی بزرگ‌تر از خودشان هستند; افراد دوست دارند بخشی از تیم باشند; روانشناس معروف آبراهام مازلو آن را «نیاز تعلق» می‌نامد که نیاز به شناخته شدن و پذیرفته شدن به عنوان بخشی از گروه در محیط کار است.

سازمان‌ها و مدیران خوب محیط‌هایی را به وجود می‌آورند که; افراد از یک سو احساس استقلال و اهمیت دارند; اما نیاز به تعلقشان هم با این احساس که بخشی از تیم یا بخشی از سازمانی بزرگ‌تر هستند; تأمین می‌شود. ساختارهای پاداش‌دهی در سازمان‌های عالی به‌ گونه‌ای طراحی شده‌اند که نه تنها به عملکرد مستقل بلکه به عملکرد تیمی هم پاداش دهند;

مدیریت هدف محور و مدیریت کسب و کار دو رویکردی هستند;که به کارمندان امکان می‌دهد تا نیاز اساسی خود به استقلال را تأمین کنند که موجب انگیزش آن‌ها برای عملکرد بهتر است.

 

امتیاز این مقاله

مفید بودن
روان بودن مطلب
نکارش مناسب
جذابی
رضایت کلی

جمع امتیاز

رضایت کاربر

User Rating: 3.75 ( 1 votes)

درباره حامد نجفی

حامد نجفی هستم.دوست دارم به دیگران کمک کنم تا چیز های جدید را راحت تر یاد بگیرند. وردپرس به همراه یک فنجان قهوه داغ شیرین تر است. ;-)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *